ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1635

سفرنامه شاردن ( فارسى )

تاج و تخت با همهء شكوه و زيباييش در نظرش جلوه‌گر آمد ، و چنان‌كه معهود ايرانيان است مجذوب آن شد . تفنگچى باشى و نمايندهء صدر اعظم چون مىدانستند شاهزاده آيين تاجگذارى را نمىداند ، چنان كه پيش از آن در نهان توافق كرده بودند از او پرسيدند كه آيا اجازه مىدهد وى را در اجراى اين مراسم مهم يارى كنند ، و در صورتى كه اجازه دهد فورا او را به كاخ شاهى كه مناسب براى برگزارى آيين تاجگذارى است هدايت خواهند كرد ، از اين‌كه تأخير در اين كار به هيچ روى روا نيست . شاهزاده موافقت فرمود و اجازه داد بنا به مصلحت عمل كنند . آن‌گاه اين دو ، همراه گروهى از بزرگان شاهزاده را به كاخى كه پادشاهان در آن‌جا به سلام مىنشستند و بار عام مىدادند و تالار طويله ناميده مىشد رهنمايى كردند . نمايندگان شخصيتهاى مهم دربار و دولت ، منجم باشى و ديگر كسانى كه همراه تفنگچى باشى و خواجه ناظر از خسروآباد به پايتخت آمده بودند نيز حاضر آمدند . آنان بنا به آيين سه بار مراسم تعظيم و تكريم را در پيشگاه شاه نو به جا آوردند ، و از سوى مخدومان خود زانو زدند و زمين را بوسيدند . از آن پس شاه براى پاكيزه كردن اندام خود و پوشيدن جامهء نو به گرمابه‌اى كه در نزديكى كاخ بود رفت ، و در مدت كوتاه غيبت معظم له تفنگچىباشى و خواجه ناظر همهء وسايل تاجگذارى را فراهم كردند . مقارن اين احوال منجم باشى مشغول تعيين ساعت سعد براى تاجگذارى شاه بود . پيش از انجام يافتن اين مراسم مناسب و مصلحت مىدانم به وصف و شرح كاخى كه تشريفات تاجگذارى در آن‌جا صورت مىپذيرفت بپردازم . در قسمت شمال كاخ ، نزديك ديوار آن ، و رو به روى درى كه به مدخل اصلى مىپيوندد عمارتى نسبتا قديمى و چهار گوشه كه طول هر ضلعش تقريبا هشتاد قدم است ، وجود دارد . اين عمارت را شاه تهماسب در قرن گذشته ساخته ، و از جلو بنا تا در ورودى آن خيابان عريضى كه در دو طرفش درختان بلنديست امتداد دارد . در همين خيابان در فواصل دوازده قدم ، و در هر دو طرف ، آخرهايى برآمده از سنگ و اندوده به گچ و طلق كه عده‌شان به دوازده يا پانزده مىرسد ديده مىشود . روزهايى كه جشنهاى بزرگ در اين قصر تشكيل مىگردد ، و يا بعضى سفيران بيگانه براى نخستين بار به منظور ديدار شاه بدان جا مىآيند اسبهاى سلطنتى را به اين آخرها مىبندند . اين افراد را اين